ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1009

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

پنجم : بلقيس سراى عصمت و مريم بيداى عفّت مريم خانم كه از حكم سليمان زمان به حبالهء نكاح جناب آصف الدوله العليّة اللهيار خان دولوى قاجار امير معظم و وزير اعظم دولت پايدار برقرار است و از بطن والدهء معظّمهء نوّاب حسام السلطنه محمد تقى ميرزا ، اعنى بختياريه ، بختيار . شاهزاده [ اى ] بىحسد پرحسود است و ايوان جلالش از اتحاد نوباوگان خورشيد چهر ، رشك‌فرماى كاخ سپهر كبود . به حصول مبرّات و خيرات رغبتى كامل دارد و به وصول شاهدان سمن‌بر به شوى جلالت‌اثر بر وفق شرع مطهّر بر خلاف نسوان ديگر توجّهى شامل ، در كفايت امور زندگانى دارد . معلم نجم ثانى است و نجم اول را آموزگار رموز زندگانى . به زيارت بيت الله الحرام با سامانى تمام مشرّف گرديد و از شرف زيارت قبور ساير ائمهء انام به انواع عزّت و شرف رسيد . ششم : افتخار دودمان شاهنشاه انجم تحشّم نوّاب خورشيد نقاب فخر جهان خانم الملقبه به فخر الدولة العلية العاليه از بطن برگزيدهء والده نوّاب فتح الله ميرزا ، در حلّ و عقد مهمّات مشكله سرانگشت فكر صايبش « 1 » به غايت قادر و توانا . همتى دارد كه ابر نيسان از گهربارى ابر دستش شرمنده از بحر عمان است و بحر عمان از خجلت موج آن از موج خود سر در گريبان . اگرچه در هيئت و طبيعت زن است ، ولى در امورات متعلّقهء به مردان ، مردانه به ايشان طعنه‌زن . از نسبت اناثيتش عار است و در مراسم رجوليّت به جز يك فقره آنچه به او نسبت دهند سزاوار . چون در روزگار ، مردى همتاى خويش نبيند ، احدى را به همسرى خود برنگزيند . وقتى از اوقات حضرت صاحبقران زمان با اميركبير ميرزا محمد خان ولد مرحوم حسين قلى خان به عنف همسرش ساخت ؛ از فرط غيرت فطرى فكرهاى بكر به كار برده با سه طلاق به مفارقت پرداخت . مؤلفه : ندهد راه كسى را به سر حقّهء لعل * فكر بكريست كه آن شاهد پر فنّ دارد

--> ( 1 ) . ملى : « ستايش »